الشيخ أبو الفتوح الرازي
408
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
حكمت كه من به شما دهم ( 1 ) ، آنگه ( 2 ) پيغامبرى آيد كه آن ( 3 ) كتاب شما را تصديق كند ، شما به او ايمان آريد و او را يارى كنيد . قولى دگر آن است كه : « ما » ( 4 ) مبتداست ، و قوله * ( مِنْ كِتابٍ ) * در جاى خبر اوست و « من » زيادت است ، و معنى آن است كه : للَّذي ( 5 ) آتيتكم كتاب و حكمة ، آنچه ما شما را داديم كتاب و حكمت است . * ( ثُمَّ جاءَكُمْ ) * ، اى يجيئكم ، پس پيغامبرى به شما آيد كه تصديق كتاب شما كند يعنى محمّد - صلَّى اللَّه عليه و آله . از حقّ شما آن است كه به او ايمان آريد و نصرت او كنيد ، و در اين قول طعن زدند بعضى نحويان ، و گفتند : « من » آن جا زيادت بود كه كلام نفي بود ، امّا در اثبات حكم نكنند به زيادت « من » ، لا يقال : جاءني من رجل [ انّما يقال : ما جاءني من رجل ] ( 6 ) و ما في الدّار من رجل ، و بر اين قوله « لام » هم جواب قسم باشد في قوله : * ( لَتُؤْمِنُنَّ بِه ) * . مبرّد و زجّاج گفتند : « لام » تأكيد است و « ما » مجازات راست ، و « لام » در او چنان است كه در « ان » ( 7 ) ، و تقدير آن است كه : لمهما آتيتكم و لأىّ كتاب و حكمة آتيتكم ، و جواب شرط * ( لَتُؤْمِنُنَّ بِه وَلَتَنْصُرُنَّه ) * باشد . و مثاله قوله تعالى : وَلَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ . و كسائى گفت : لتؤمننّ به متّصل است به كلام اوّل ] ( 8 ) و جواب شرط في قوله : * ( فَمَنْ تَوَلَّى بَعْدَ ذلِكَ ) * ، و معنى آن بود كه : ياد كن اى محمّد چون خداى تعالى عهد پيغامبران بستد كه آنچه من دادم ( 9 ) ، بر آن كه « ما » موصوله باشد يا ( 10 ) هر چه دادم شما را بر آن كه « ما » شرط را باشد از كتاب و حكمت . پس رسولى ( 11 ) مصدّق به شما آيد كه از صفت او آن باشد كه به او ايمان آرى ( 12 ) و نصرت كنى ( 13 ) او را ، و گويد : اقرار
--> ( 1 ) . مب : دادم . ( 2 ) . چاپ شعرانى ( 3 / 93 ) : آن كه . ( 3 ) . مج ، وز : كلمه به صورت « از » هم خوانده مىشود . ( 4 ) . آج : لا ، لب : لما . ( 5 ) . دب ، مب ، مر : الَّذى . ( 8 - 6 ) . مج : ندارد ، با توجّه به دب وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 7 ) . چاپ شعرانى ( 3 / 93 ) : آن . ( 9 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر تو را . ( 10 ) . مج ، وز ، فق ، مب ، مر : ما ، دب ، آج : با ، با توجّه به لب تصحيح شد . ( 11 ) . فق : رسول . ( 12 ) . آرى / آريد . ( 13 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : كنيد .